چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو
نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو
به ماه خيره مي شوم فقط و گريه می کنم
دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو
و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را
اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو
تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم
به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو
شبي خراب مي شود حصارهاي فاصله
و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو
چگونه عطرتودرعمق لحظه هاجاریست
چگونه عکس تدربرق شیشه هاپیداست
چگونه جای تودرجان زندگی سبز است
تونیستی که ببینی چگونه پیچیده است طنین شعرنگاه تودرترانه من
تونیستی که ببینی چگونه میگرددنسیم روح تودرباغ بی جوانه من
تونیستی که ببینی چگونه بادیواربه مهربانی یک دوست میگویم
تونیستی که ببینی که چگونه ازدیوار جواب میشنوم
تونیستی که ببینی چگونه دورازتوبه روی هرچه دراین خانه است ..
غبارسردی اندوه بال گسترده است
تونیستی که ببینی دل رمیده من بجزتویاد همه چیز رارهاکرده است
تونیستی که ببینی .......
کاش بودی. خیلی دلم برات تنگ شده.
یعنی من واقعا اشتباه کردم؟ خدایا کمکم کن همه چیزوبفهمم.
کاش اززمین وزمان خسته نبودم. کاش بیکس و بی یارنبودم.
کاش خواهش وحسرت نبودم. کاش قلبم از غصه سنگین نبود.
کاش دلهااینقدر بی رحم نبود. کاش یه کسی وداشتم واسه خودم
لااقل همیشه می موندیم واسه هم.
یه دل دارم پرغم پرغصه پردرد پرگله پر شکایت پر حسرت پر خواهش پرالتماس پررویا
اما تواین بیکسی فقط میگم خداااااااااااااااااا
که اگر نامه رسان گرگ بیابان باشد
دشمن جان باشد
قدمش می بوسم
تاکه دلباخته بره شود
بهترین عاشق این دره شوم
واگردرنامه بنویسی چیزی همه احساس توراااااا
درهمان صفحه بی حرف وکلام
مو به موخواهم خواند
به رهت خواهم ماند
نامه ات خواهم خواند
بهرمن نامه بده بهر من نامه بده
چشم خود را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: چشم من همچون ابر مثل ابري انبوه آنقدر ميباريد تا جهان خانه ي ظلمت مي شد
لب خود را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: لب من چون گل پژمرده ي باغي مي شد و لب از بوسه تهي
هستيم را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: كوچه ها قصه ي سرد،خانه ها لانه ي زرد،چشمه ها خاكي و خشك
ودرانديشه بیهودگی ام میمردم
( تقديم به تنها عشق زندگيم)
به خاطرفاصله مون عاشق دریایی باشم
بزاردیگه نگم برات من تا ابد عاشقتم
شک وهراسی نکنی کاشکی بگی لایقتم
بزارضریح دست تو قبله عشق من باشه
تمومی حرفای تو کعبه عشق من باشه
بزارکه التماس کنم یه وقت نگی دیگه برو
میخوام نثارت بکنم این جون نا قابلمو
عشق یعنی باجهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تاسحر
عشق یعنی سجده باچشمان تر
عشق یعنی سربه داراویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سست وبی پروا شدن
عشق یعنی سوختن باساختن
عشق یعنی زندگی راباختن
دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم
در دل خواهم گفت بی هیچ کلامی
دراغوشت خواهم گریست بی انکه حس کنی
در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارت
بوسه خواهم داد بی هیچ لبی
نگاهت خواهم کرد بی هیچ چشمی
گوشت خواهم داد بی هیچ سخنی
ای ترنم ای نفس ای زندگی بازکن پنجره رابامن بیا
ای همه هستی همه باورمن عشق رانسپاربه دست خائنا
من صدای غربت و تنهاییم تاابدبا من بمان ای اشنا
تو صدای دلنواز زندگی باتو خواهم ماندتا انتها
باتو خواهم گفت از زندگی ازتوخواهم گفت اخرین شفا
به نابودی کشوندیم تا بدونم همه بودونبودمن توبودی
بدونم هرچی باشم بی توهیچم بدونم فرصت بودن تو بودی
همه دنیا بخواد و تو بگی نه نخواد و تو بگی آره... تمومه
همین که اول و آخر تو هستی به محتاج تو محتاجی حرومه
پریشون چه چیزا که نبودم دیگه میخوام پریشون تو باشم
تویی که زندگیمو آبرومو باید هر لحظه مدیون تو باشم
فقط تو میتونی کاری کنی که دلم از این همه حسرت جدا شه
به تنهاییت قسم تنهای تنهام اگه دستم تو دست تو نباشه
توهمیشه هستی ام بودی این منم که از تو دورم
من که بی خورشیدچشمات مثل ماه سوت وکورم
نمیخوام وقتی توهستی ادم ادمک ها شم
چراعادتم تو باشی میخوام عاشق تو باشم
تازه فهمیدم بجزتو حرف هیچکی خوندنی نیست
ادمها میان و میرن هیچکی جز توموندنی نیست
منو از خودم رهاکن تا دوباره جون بگیرم
خسته ام ازین حمل خسته من می خوام جنون بگیرم
همه دنیابخوادو توبگی نه نخوادو توبگی اره تمومه
همین که اول واخرتوهستی به محتاج تومحتاجی حرومه
وقتی ناامید شدی به یادبیاور کسی راکه تنها امیدش هستی
وقتی پرازسکوت شدی به یادبیاور کسی راکه به صدایت محتاج اس
هروقت خواستی ازغصه بشکنی به یادبیاور کسی راکه دردلت یک کلبه ساخته است
اگرجنگل بودم درتنه درختهایم اسیرت می کردم
اگرکوهی بودم درغاری ازتنم زندانی ات می کردم
اگرگلی بودم درکنج گلبرگهایم محافظتت می کردم
اگرزنبوری بودم درکندویم ازتوشیرینم مراقبت می کردم
اگرخانه ای بودم درزیباترین اتاقم خدمتت را می کردم
اگرپرنده ای بودم درلانه ام برایت غذا می اوردم
حال که هیچ کدام ازاینها نیستم فقط می توانم تجسمی ازتورادرذهنم پرستش کنم.
واسه تومی نویسم تودفترخاطره
توکوچه های قلبم توچشمای پنجره
دفتراحساسم وباتو ورق میزنم
واسه تومینویسم که همدم تومنم
گلای شیشه ای خیال من واسه تو
اشکای بارونی وزلال من واسه تو
سکوت بی صدام وفریادبزن
واسه تومینویسم ازلحظه های موندن